X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal

ســـــــــــــــــــــــلام - اشعار ولادت امام حسين (ع) - فطرس بیاورید کرامت شروع شد
اشعار ولادت امام حسين (ع) - فطرس بیاورید کرامت شروع شد
شعر ولادت شاه شهیدان امام حسین اشعار ولادت شاه شهیدان امام حسین اشعارولادت شاه شهیدان امام حسین شعرولادت شاه شهیدان امام حسین فطرس بیاورید کرامت شروع شد فطرس بیاوریدکرامت شروع شد
نوشته شده در تاريخ 1395/2/20 توسط سلام |

شعرولادت شاه شهیدان امام حسین (ع)

فطرس بیاورید کرامت شروع شد

باران گرفت، لطف و عنایت شروع شد

دنبال نوکرند برایش پیمبران

أین الحسینیون ولایت شروع شد

ما را به راه راست بَرَد ابروی کجش

یک نوع دیگری ز هدایت شروع شد

قنداقه تا به دست رسول امین رسید

«ای جان امتم به فدایت» شروع شد

در عمق ذات حضرت پروردگار خویش

آنقدر رفت و رفت ، نهایت شروع شد

آمد برای اهل سماوات سرپرست

فامیلیِ تمام ملائک حسینی است

مجنون بیاورید که لیلا رسیده است

عیسی بیا ببین که مسیحا رسیده است

از مهر و عاطفه بنویسید شاعران

حالا که شاه بیت غزل ها رسیده است

خورشید و ابر و باد و مَه از خلق های اوست

خیر حسین بر همه دنیا رسیده است

این سفره پهن شد که دهد حق خودی نشان

لؤلؤ به بحر حیدر و زهرا رسیده است

از عرش با ملائکه در بین محملی

خضر نبی برای تماشا رسیده است

هرجا حسین گفته شود هست میکده

شأن نزول سورهء والفجر آمده

ذکر حسین روزیِ یک سال انبیاست

گریه به شاه أحسن احوال انبیاست

بر گرد هم نشسته و روضه گرفته اند

ذکر حسین باعث اکمال انبیاست

پیغمبران به واسطهء گریه بر حسین (ع)

تا عرش میروند، پر و بال انبیاست

باید بپرسد از خود آن مرده یا عصا

هر کس که گفته معجزه ها مال انبیاست

حضرتْ اراده کرده که اعجاز میشود

مثل پدر همیشه به دنبال انبیاست

چشم و چراغ حیدر و زهراست، یاعلی(ع)

دنیا به نام حضرت آقاست، یاعلی(ع)

ما را پناه نیست به جز کشتی نجات

راه نجات ماست از این دار مشکلات

بر پرچم سیاه غمش تکیه می کنم

جانم فدای ماتم لب تشنهء فرات

بودند دیو و دَد همه سیراب و می مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کائنات

گودال تنگ و روی تن شاه پر ز سنگ

نیزه شکسته ها به تنش از همه جهات

از بس شلوغ بود که دیگر نمی رسد

از روی تل صدای فغان مخدرات

باز این چه شورش است! خدایا همه زدند

با تیغ و سنگ و نیزه در آن همهمه زدند

آنجا سر لباسْ که دعوا مرافه شد

هرکس ز خیمه دید تنش را کلافه شد

از بس که خون او ز سر تیغ ها چکید

هر جای قاضریه پر از عطر نافه شد

بعد از غروب یک طرف دشت غرق حُزن

یک سوی دیگرش همه دارالضیافه شد

مانده سه روز پیکر او زیر آفتاب

تاول به زخم های عمیقش اضافه شد

رأس حسین(ع) از پی آزار اهل بیت

آویز درب اصلی دارالخلافه شد

یک بار اگر زیارت ناحیه وا کنی

باید ز غصه جان خودت را فدا کنی

عمادبهرامی


برچسب‌ها: <-TagName->
.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون