اشعار آغاز امامت امام زمان (ع)
شعر آغاز امامت حضرت مهدی موعود ع,اشعار آغاز امامت حضرت مهدی موعود ع,اشعارآغازامامت حضرت مهدی موعود ع,شعرآغازامامت حضرت مهدی موعود ع,شعر شروع امامت حضرت مهدی ع,اشعار شروع امامت حضرت مهدی ع,شعرشروع امامت حضرت مهدی ع,اشعارشروع امامت حضرت مهدی ع
نوشته شده در تاريخ 1393/10/11 توسط سلام |
رباعی تاجگذاری امام زمان (ع)

در دست امام ما زمام عصر است

از حضرت او به پا قوام عصر است

تبریك به شیعیـان عـالـم گــوئید

آغــاز امــامت امــام عصر است

 

ای جلوۀ نور سرمدی یا مهدی

گنجینۀ علم احمدی یا مهدی

هدیه به امامت تو ما آوردیم

صدباغ گل محمدی یا مهدی

سید هاشم وفایی

---

شادی و شعف به جای غم می آید

رحمت عوض ظلم وستم می آید

ایکاش بگویند دراین عیدبزرگ

دارد پسرفاطمه هم می آید

سید مجتبی شجاع

---

امروز که شیعه به جهان در حصر است

بر عالمیان مژده ی فتح و نصر است

دانی که چرا شیعه سراپا شاد است

آغاز امامت امام عصر است

روح الله گائینی

---

تسبیح زمین و آسمان: یا مهدی

ذکر همه ی فرشتگان: یا مهدی

حالا که رسیده روز بیعت با عشق

لبیک بگو از دل و جان!: یا مهدی

یوسف رحیمی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/11 توسط سلام |
شعر آغاز امامت حضرت صاحب زمان (ع)

سامره امشب تماشایی شده

جنت گل هـای زهرایی شده

لحظه لحظه، دسته دسته از فلک

همچو باران از سمـا بارد ملک

می زنند از شوق دائم بال و پر

در حضـور حجت ثانـی عشر

ملک هستی در یم شادی گم است

بعثت است این، یا غدیر دوم است

یوسف زهرا بـه دست داورش

می نهد تاج امـامت بـر سرش

عید «جاء الحـق» مبارک بر همه

خاصـه بـر سـادات آل فاطمه

عید آدم عیـد خاتم آمده

عید مظلومـان عالم آمده

عید قسط و عید عدل و دادهاست

لحظه هـایش را مبـارک بادهاست

عیـد قرآن، عید عترت، عید دین

عیــد زهـرا و امیــرالمؤمنین

عیــد یــاران فداکار علی است

عید محسن، اولین یار علی است

عیــد فتـحِ «میثـم تمار»هاست

عید عمرو مالک و عمارهاست

عید مشتاقان سرمست حسین

عید ذبح کوچک دست حسین

عید باغ یاسمن های کبود

عید شادیِ بدن های کبود

عید سردار رشیـد علقمه

عید سقـای شهیـد علقمه

عید ثـارالله و هفتـاد و دو تن

عید سربازان بی غسل و کفن

عید هجــده آفتـاب نـوک نی

کرده نوک نی چهل معراج طی

عید طاهـا عید فرقان عید نور

عید قرص مـاه در خاک تنور

عید عزت عیـد مجد و افتخار

عید مردان بـــزرگ انتظـار

آی مهدی دوستـان! عید شمـاست

این شعاع حسن خورشید شماست

آنکـه باشـد عـدل و داد حیدرش

حـق نهـد تـاج امـامت بر سرش

وعده فیض حضور آید به گوش

مـژده روز ظهـور آیـد به گوش

تا کنـد محکـم اسـاس کعبه را

کعبـه پوشیـده لبـاس کعبــه را

می کشد چون شیر حق از دل خروش

می رســد از کعبــه آوایش بـه گوش

می برد از دل شکیب کعبه را

می کشد اول خطیب کعبه را

روی او آیینه روی خــداست

پشت او محکم به نیروی خداست

پیش رو خوبان عالم، لشکرش

پشت سر دست دعای مادرش

بـر سـرش عمـامه پیغمبر است

ذوالفقارش ذوالفقار حیدر است

پرچمش پیراهـن خـون خداست

نقش آن رخسار گلگون خداست

رشته هایش از رگ دل پاک تر

از گل پرپر شده صـدچاک تر

حنجـر او نینـوای زینبین

نعرۀ او «یا لثارات الحسین»

اشک چشمش خون هفتاد و دو تن

چهره: تصویـر حسین است و حسن

خیمـه اش آغـوش حی دادگر

مقدمش چشمِ قضا، دوش قدر

عدل از نـور جمـالش منجلی

پــایتختش کوفـه مـانند علی

آسمـان پروانـه ای دور سرش

خلق پندارند خود را در برش

آسمان چـون حلقه در انگشت او

ملک امکان قبضه ای در مشت او

فـرش راه لشکـرش بــال ملک

جــای سم مـرکبش دوش فلک

مکـه را بستانـد از نـا اهل هــا

بشکند پیشانـی از بوجهل هــا

شیعه گردد حکمران در آب و گل

کــوری این بازهـای کــور دل

عیــد موسا و عصا و اژدهاست

عید مرگ فرقۀ باب و بهاست

ای امـام عصـر عاشورائیـان

ای امیــد آخـر زهرائیــان

ای به عهد مهدویت مهـد مـا

ای نفس هایت دعای عهد ما

عمر ما بی تو بـه سـر آمـد بسی

ای پنـاه شیعـه تـا کی بیکسی

تـو بـه ما بینایی و ما از تو کور

تو به ما نزدیکی و ما از تو دور

ای ز چشـم مـا به ما نزدیک تر

تـا دل دشمـن شـود تاریک تر

چند میثم با تو نزدیک از تو دور؟

سیـدی مـولایی عجـل لظهـور!


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/11 توسط سلام |
شعر حضرت صاحب زمان (ع)

ربیع آمده اما بهار من نرسید

به داد این دل سرگشته یار من نرسید

خداکند که بمیرم در این غروب غریب

از این که جمعه گذشت و نگار من نرسید

سوال می کنم از خود شبیه هفته ی قبل

چرا پناه دل بی قرار من نرسید؟؟

کنار منتظران زار می زنم...از بس

زمان سرشدن انتظار من نرسید

تمام ایل و تبارم فدای آمدنش

امید آخر ایل و تبار من نرسید

محرم وصفر دیگری گذشت اما

دوای زخم دل سوگوار من نرسید

خداکند برسد باخودش مرا ببرد

تمام سینه زنان را به کربلا ببرد

اسماعیل شبرنگ

---
ای جلوۀ نور سرمدی یا مهدی

گنجینۀ علم احمدی یا مهدی

هدیه به امامت تو ما آوردیم

صدباغ گل محمدی یا مهدی


برچینی بشکستۀ دل بند زدند

ما را به ولایت تو پیوند زدند

آغاز امامت تو گویی به بهشت

زهرا و علی ز شوق لبخند زدند

سید هاشم وفایی

---
تا چند پی نام و نشانی باشیم

یا در طلب جهان فانی باشیم

حالا که رسیده وقت بیعت با عشق

عشق است که صاحب الزمانی باشیم

یوسف رحیمی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/11 توسط سلام |
شعر آغاز امامت حضرت صاحب الزمان (ع)

در ربیع شادمانی با خدا

می نویسم شعر لبخند تو را

می نویسم با بهشتی از سرور

با قلم هایی که دارد رنگ نور

ای ربیع آرزوهایم سلام!

برگ سبز گفتگوهایم سلام!

ذکر ما را با حضورت دم بده

مژدگانی های ما را هم بده

مژدگانی هایی از جنس حضور

مژدگانی های ایام سرور

اول از مدح تو می نوشم عسل

کوزه ای از دست کندوی ازل

آب زمزم را تو شیرین کرده ای

کام آدم را تو شیرین کرده ای

آسمان با نور تو تزیین شده

با قدم هایت زمین سنگین شده

ای تپش های زلال آسمان

زندگی بی زوال آسمان

جانشین مطلق آئینه ها

ای امام جمعه ی آدینه ها

بعد بسم الله رحمان رحیم

نام تو برده است موسای کلیم

خلوت سجاده های انبیاء

گرمی حال و هوای انبیاء 

می وزی مثل نسیمی کو به کو

با صدای دل نواز هو و هو

می وزی و دشت را پر می کنی

خارها را می بری حر می کنی

راستی روز نهم عید شماست

روز خوشحالی خورشید شماست

تو که خوشحالی! خدا خوشحال تر

فاطمه با مصطفی خوشحال تر

ای ربیع شادمانی ها سلام

عید اهل آسمانی ها سلام

باید این جا سنگ بردارد غزل

تا بکوبد بر رخ لات و هبل

سنگ بر پیشانی شیطان بزن

یک قدم در حج مظلومان بزن

آری احساس برائت می کنم

چون ولایت را قرائت می کنم

با تولی می شوم مرغ سحر

با تبری می پرم من بیشتر

با تولی می شوم مثل بلور

با تبری می رسم تا پای نور

با تولی سرمه می سایم به چشم

با تبری خوب می آیم به چشم

گفته بودم سنگ بردارد غزل

تا بکوبد بر رخ لات و هبل

من چه گویم که خدا فرموده است

در بیان شأن شان "بل هم ازل"

کیست "شر" جز منکر فضل علی

کیست جز مولای ما خیر العمل!

گندم از گندم بروید جو ز جو

این هم از آوردن ضرب المثل

هر که با آل علی شد رو به رو

زیر و رو شد، زیر و رو شد، زیر و رو  ...

رحمان نوازنی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/11 توسط سلام |
شعر شروع امامت حضرت مهدی موعود (ع)

عالم امكان سراسر نور شد

شيعه بعد از سالها مسرور شد

پور زهرا تاج برسر مي نهد

بر همه آفاق فرمان مي دهد

حكم تنفيذش رسيده از سما

نامه اي با مُهرو امضای خدا

مي نشيند بر سرير عدل و داد

آخرين فرمانرواي  ابرو باد

پادشاه كشور آيينه ها

تك سوار قصه ي آدينه ها

امپراتور زمين و آسمان

حُكمران سرزمين بي دلان

پهلوان نامي افسانه ها

تحت امرش لشگر پروانه ها

لشگري دارد بزرگ و بي بديل

افسرانش نوح و موسي و خليل

عرشيان و قدسيان فرمانبرش

مردمان مهربان كشورش

ساحران مصر مبهوت اند و مات

از نگاه نافذ و افسونگرش

ساقيان و مي فروشان جملگي

مست لايعقل شدند از ساغرش

عالمان حوزه هاي علم عشق

درس ها آموختند از محضرش

نام هاي شاعران شيعه را

ثبت كرده ابتداي دفترش

خيمه اي سبز و محقر قصر او

پايتختش شهر سبز آرزو

خادمان بارگاهش اولياء

كاتبان نامه هايش اوصياء

يوسف مصري سفير دولتش

پير كنعان هم وزير دولتش

در حريمش قدسيان هو مي كشند

فطرس و جبريل جارو مي كشند

خيمه اش دارالشفاي خاكيان

قبله گاه اصلي افلاكيان

عطرسيب و ياس دارد خيمه اش

گرمي و احساس دارد خيمه اش

بیرق عباس پيش تخت او

تكيه گاه لحظه هاي سخت او

چادري خاكي درون گنجه اش

گوشواري سرخ بين پنجه اش

نيمه شبها عقده ها وا مي كند

مخفيانه گنجه را وا مي كند

بوسه باران مي شود با شوروشين

گوهر انگشتر جدش حسين

وحید قاسمی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/11 توسط سلام |
شعر شروع امامت حضرت مهدی (ع)

جهان محیط وسیع عنایت است امروز

وجود، مرکز نور هدایت است امروز

عطا و جود و کرم بی نهایت است امروز

دهید مژده که عید ولایت است امروز

خجسته باد به مستضعفین زعامت شان

که ثبت شد به کتاب خدا امامت شان

الا که قائم امر قیام شد مهدی

زمامدار به کل نظام شد مهدی

به خلق رهبر والا مقام شد مهدی

امام بود و دوباره امام شد مهدی

کرامت و شرف و نصر ما مبارک باد

امامت ولی عصر ما مبارک باد

محیط سفره ی گسترده ی کرامت اوست

پناه عالم هستی به ظل قامت اوست

امامت همه مستضعفین امامت اوست

«سلامت همه آفاق در سلامت اوست»

کرامتی که ز کف رفته باز باز آرد

لوای حمد علی را به احتزاز آرد

سلام گرم همه اولیا به جان و تن اش

که اوست شمع و ، دل انبیاست انجمن اش

شفای روح هزاران مسیح در سخن اش

شکوه احمدی و ذوالفقار بوالحسن اش

صلای عدل الهی به تازیانه ی اوست

لوای دولت مستضعفین به شانه ی اوست

نه ربیع نخستین، نکوترین عید است

غدیر دوم پویندگان توحید است

بزرگ عید امامت بدون تردید است

ندای نصر من الله مهر تایید است

ترانه ی جرس از کاروان نور آید

ز جبرئیل امین مژده ی ظهور آید

الا قیام قیامت به قامتت مهدی

حیات عدل محیط زعامتت مهدی

گرفته ملک جهان را کرامتت مهدی

خجسته باد مقام امامتت مهدی

الا ندیده، دل و دیده محو دیدارت

هزار یوسف مصری اسیر بازارت

امامت تو نوید نخست قرآن است

امامت تو کلید نجات انسان است

امامت تو امید همه امامان است

امامت تو کمال کمال ایمان است

امامت تو امید موالیان خداست

هماره آرزوی قلب سیدالشهداست

هزار موسی عمران مقیم طور تو اند

مقیم طور تو پروانه های نور تو اند

تمام خلق خداوند در حضور تو اند

هماره منتظر لحظه ی ظهور تو اند

به جمع منتظران چون علی امامت کن

قیام تو است قیامت بیا قیامت کن

تو آفتاب خدایی خدا نگهدارت

همیشه در دل مایی خدا نگهدارت

مدینه  کرب و بلایی؟ خدا نگهدارت

کنار قبر رضایی؟ خدانگهدارت

«تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد»

«وجود نازکت آزرده از گزند مباد»

به تیغ عدل تو کاخ ستم خراب شود

تمام عالم، یک باره انقلاب شود

عدو در آتش بیداد خویش آب شود

دعای فاطمه یک روز مستجاب شود

چه می شود که شود از دعای مادر تو

دو چشم میثم تو جای پای لشگر تو


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/11 توسط سلام |
شعر آغاز امامت حضرت مهدی (ع)

قیامتـی است گمانم قیامت مهدی است

جهـان محیط وسیع کرامت مهدی است

زمان زمان شروع زعامت مهدی است

غدیـر دوم شیعـه، امـامت مهدی است

همه کنیـد قیـام و همـه دهید سلام

امـام کـل زمان‌ها دوباره گشت امام

بشـارت آمـده بهـر بشـر مبارک باد

شب فراق سحر شد، سحر مبارک باد

بهشت وصل خـدا را ثمر مبارک باد

بـرای منتظـران این خبر مبارک باد

خطاب نـور همه آیه‌های نصر شده

ولـیِّ عصـر، دوباره ولیِّ عصر شده

خطاب حضرت معبود را بخوان با من

پیام قاصـد و مقصود را بخوان بـا من

بیــا ترانـه داوود را بخـوان تـا مـن

سرود مهـدی موعود را بخوان با من

دوبـاره آیـه جاء الحق آشکار شده

به یمن وصل، همه فصل‌ها بهار شده

ز تیرگـی چـه زیان کوه نور نزدیک است

رهی که بود به چشم تو دور، نزدیک است

فـراق رفتـه و فیض حضور نزدیک است

الا تمامــی یــاران! ظهـور نزدیک است

فـرار ابـر و رخ آفتــاب را نگــرید

سراب‌هـا همـه رفتنـد، آب را نگرید

بشارت ای همه یاران که یار می‌آید

نویــد رحمـت پــروردگار می‌آید

محمـد از طــرف کوهسـار می‌آید

علی گرفته بـه کف ذوالفقار می‌آید

دعـای عهد و فرج را همـه مرور کنید

سلام تازه بر آن تک سوار نور کنید

ز مکـه سر زده صبح قیام ابراهیم

رسد بـه عالـم هستی پیام ابراهیم

امـام عصر که بر او سـلام ابراهیم

قیـام کــرده، کنـار مقـام ابراهیم

حـرم رسانه آوازه «انـا المهدی» است

چهان پر از سخنِ تازه «انا المهدی» است

جهانیان! همـه جا در کنار یار کنید

دل خـزان زده خویش را بهار کنید

یهودیـان همه جا در شرارِ نار کنید

الا تمامــی وهابیــان فــرار کنید

رها کنیـد حرم را، حرم، دیار علی است

به دست مهدی موعود، ذوالفقار علی است

غلامرضا سازگار


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/9 توسط سلام |
شعر آغاز امامت حضرت مهدی موعود (ع)

فوج مَلَک دُور و بَرَش دارد نگارم

یک آسمان زیر پرش دارد نگارم

باید تمام عرشیان چاوش بخوانند

تاج ولایت بر سَرَش دارد نگارم

صبرش علی خویش حسن صبرش حسینی

خُلقی چو جدّ اطهرش دارد نگارم

نامی دِگر از حاتمِ طاعی نمانده است

از بس گدا در محضرش دارد نگارم

حتّی منِ پیمان شکن را هم دعا گوست

الحق که ارث از مادرش دارد نگارم

از اولّ غیبت به شیعه بوده معلوم

فکری برای آخرش دارد نگارم

وقتِ فرج شمشیر حیدر را به دستی

قرآن به دستِ دیگرش دارد نگارم

یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و

شش ماههِ طفلِ پرپرش دارد نگارم

کوری چشم دشمنان لطفی مداوم

بر این نظام و رهبرش دارد نگارم

ما در پیِ دیدارِ رویِ یار هستیم

از غَمزه ی چشمان او بیمار هستیم


برچسب‌ها: <-TagName->
.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون