X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
ســـــــــــــــــــــــلام - اشعار امام زمان در ماه محرم
اشعار امام زمان در ماه محرم
شعر امام زمان در ماه محرم,شعرامام زمان درماه محرم,اشعارامام زمان درماه محرم,شعر مناجات با امام زمان ع,اشعار مناجات با امام زمان ع,اشعار امام زمان در ماه محرم,شعر نجوا با امام زمان ع,رباعی امام زمان به مناسبت محرم,شعر توسل به امام زمان ع در تاسوعا
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر توسل به امام زمان (ع) در ماه محرم

این خانه خانه تو این دل سرای توست

عمــری گدای کــوی تو و آشنای توست

ایــن چــــشم را برای حسین آفریده اند

روضه بخوان که منتظر روضه های توست

شال ســــیاه بسته ای و می روی عزا

اینجا بیا که مجلس ما هم برای توست

زهــــــرا لباس مشکی ما را بـریده است

این پیـــرهن ز جنس لباس عـزای توست

ما با نــــــــگاه مادرتان سینـه زن شدیم

اذنی بده که سینـــه ما کــربلای توست

در روضه های ما نفس گریه های توست

بـــــر قلبهای مـــا اثر رد پـای توســت

ما را ببر به محمـل زینب که دق کنیم

امشب طنین ناله زینب صدای توست

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر امام زمان (ع) در ماه محرم

رخصت دهید شال محرم بیاورید

پیراهن عزای مراهم بیاورید

با اشکتان جراحت او خوب می شود

ای چشمهای غم زده مرحم بیاورید

مادر رسیده است کمی کوچه وا کنید

مادر رسیده گریه کند دم بیاورید

ما آمدیم خوب و بد آقا سوا نکن

ما را کنار فاطمه در هم بیا ورید

یک نخ از آن عبای مبارک به ما بده

آقا عزا شروع شده پرچم بیاورید

ای ابرهای تیره شب گریه های ماست

ما آمدیم تا که شما کم بیاورید

از این به بعد نوبت دیوانگی ماست

باز این چه شورش است به عالم بیاورید

غمهای مادرت چقدر بی شماره است

امشب سلام ما سرِ دارالاماره است

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر توسل به امام زمان (ع) در محرم

دستم تهی ست و از همه کس بی نوا ترم

من کاسه گرد کوی شمایم گدا ترم

هرکس غریب آمده او آشنا تر است

یعنی میان این همه من آشنا ترم

من را کنار خویش نگه دار و جا بده

شکر خدا که از همه بی دست و پا ترم

هر شب به یاد کنج حرم گریه میکنم

هرشب میان گریه کنان شما ترم

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر توسل به حضرت صاحب الزمان (ع) در محرم

هزار شکر که از خون دل وضویی هست

لباس مشکی ما هست، آبرویی هست

بیا حسین بگو تا که ما به سر بزنیم

میان شاه و گدا، راه گفت و گویی هست

همیشه سنگ غمش را به سینه ام زده ام

خوشم برای شکستن مرا سبویی هست

دوباره چشم شما زخم میشود، دیر است

مرا ببین که به چشمت هنوز سوئی هست

مرا برای مُحَرم دوباره مُحرِم کن

مُنای کربُ بلا هست و آرزویی هست

مرا بِکُش به همان روضه های ناگفته

همیشه پیش شما، روضه ی مگویی هست

گمان کنم که نرسم به شام عاشورا

فقط برای همین چند شب، گلویی هست

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر توسل به امام زمان (ع) در تاسوعا

با غمت مي خرم آقا خوشيِ عالم را

و به عالم ندهم تا به ابد اين غم را

چشم بر راهِ تو(ام) و شامِ نُهُم هم آمد

قسمتم كرد خدا سينه زدن با هم را

ريشه ي بِيرقِتان عزتمان بخشيده

از سرم باز مكن سايه ي اين پرچم را

دَمِ من هست حسن بازدَمم هست حسين

تا نفس هست نگيريد ز من اين دَم را

نمكِ روضه مان را خودِ زينب بخشيد

شورِ ما زنده كند خِيلِ بني آدم را

علمِ رايت العباس بلندم كرده

مادرت داده به من اين سندِ محكم را

مادرم جانِ‌ مرا نذرِ عمو جانت كرد

حرمم بَر كه علاجي بكني دردم را 

حسن لطفي


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/3 توسط سلام |

شعر توسل به امام زمان (ع) در محرم

بوی سیب حرم از سمت سحر می آید

قطعِ اين فاصله از دستِ تو بر مي آيد

روز و شب كارِ شما گريه شده مي دانم

باز از دامنتان بويِ جگر مي آيد

كاشكي قدر بدانيم جوانيها را

زود بر شاخه در اين فصل ثمر مي آيد

تا نشستيم در اين حلقه سرِ مجلسمان

مادرت دست شكسته به كمر مي آيد

روزها سايه نشينِ قَدمش خورشيد است

هر كه در سايه ي اين بيرق اگر مي آيد

مي رسد جمعه اي و پيشِ‌تو دم مي گيريم

عاقبت غُربتِ اين جمع به سر مي آيد

تا كه آبي بزند بر لبِ ‌لب تشنه ي ما

مادرِ سينه زنان زود ز در مي آيد

كفنم پيرهنِ مشكيِ من كاش شود

رنگِ مشكي به كفن هم چقدر مي آيد

علت اول دیوانگی ماست حسین (ع)

باز از مستيِ ديوانه خبر مي آيد

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/7 توسط سلام |

رباعی امام زمان به مناسبت محرم


بیا تا قلب خسته جان بگیرد

بیا تا غصه ها پایان پذیرد

بیاور با خودت مشک عمو را

بیا تا کودکی عطشان نمیرد

---

بیا مرهم شوی بال و پری را

نگاه نیمه جان و پرپری را

شده چشمان مقتل حلقه ي اشک

بیا و پس بگیر انگشتری را

یوسف رحیمی

---

شد ماه عزا و خبر از يار نيامد

بر منتظران وعده ي ديدار نيامد

اي كاش كه با منتقم امسال بگوييم

اى اهل حرم مير و علمدار نيامد

---

بر پا شده حسینیه گریه ها بیا

بر روی چشم های تر از اشک ما بیا

شال عزای تو به عزایم نشانده است

وقت عزای مان شده صاحب عزا بیا

---غریبی، بی قراری، عصر جمعه

دو قطره اشک جاری، عصر جمعه

تو می دانی چه آورده به روزم

همین چشم انتظاری عصر جمعه


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/7 توسط سلام |

شعر نجوا با امام زمان (ع)

وقتی تو از سفر برسی عید می‌شود

دنیا دوباره صاحب خورشید می‌شود

چشمان روشنت که طلوعي دوباره کرد

دلها پر از تجلّی توحید می‌شود

با اهتزاز پرچم سرخت در آسمان

پیمان عشق و عاطفه تجدید می‌شود

از چشم خیس گریه کنان شهید عشق

با بوسه ای به راه تو تمجید می‌شود

یک عمر نوکریِ در خانۀ حسین

با یک نگاه لطف تو تایید می‌شود

آقا طواف مرقد خاکی مادرت

وقتی که چشم های تو تابید، می‌شود

این جمعه ها عزای مرا جار می‌زنند

برگرد با رسیدن تو عید می‌شود

یوسف رحیمی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/7 توسط سلام |

شعر مناجات با امام زمان (ع)

شبهای بی قراری چشمم سحر نشد

دلواپسی و غربت و اندوه سر نشد

آهم کشید شعله ولی بال و پر نشد

اصلاً کسی ز حال دلم با خبر نشد

فرموده ای که شرط وصالت صبوری است

وقتی زمان زمانه‌ی هجران و دوری است

ای طلعة الرشیده‌ی من أیها العزیز

ای غرة الحمیده‌ی من أیها العزیز

ای نور هر دو دیده‌ی من أیها العزیز

خورشید من سپیده‌ی من أیها العزیز

اين جمعه هم غروب شد اما نیامدی

ای آخرین سلاله‌ی زهرا نیامدی

وقتی که هست چشم تر تو مطاف اشک

گم می شود دوباره دلم در طواف اشک

چشمان بی قرار من و اعتکاف اشک

آقا بخر مرا به همین دو کلاف اشک

این اشک ها شده همه‌ی آبروی من

چشمی گشا به روی من ای آرزوی من

آمد محرم و غم عظمای کربلا

خون می تراود از دل صحرای کربلا

چشمان توست مصحف غم های کربلا

داری به دوش پرچم آقای کربلا

هر صبح و شام غرق عزا گریه می‌کنی

با روضه های کرب و بلا گریه می‌کنی

در حیرتم که با دلت این غم چه می‌کند

شب های داغ و شیون و ماتم چه می‌کند

با چشمهات اشک دمادم چه می‌کند

زخمی ترین غروب محرم چه می‌کند

امشب بیا که روضه بخوانی برایمان

صاحب عزای خون خدا صاحب الزمان

امشب بيا و با دل خونين جگر بخوان

از ماه خون گرفته و شق القمر بخوان

از شام بي کسي و شب بي سحر بخوان

از روضه هاي عمه تان بيشتر بخوان

وقتی که چشمهای تو از غم لبالب است

آئینه‌ی غریبی و غمهای زینب است

اين خاک غرق ندبه و آه است العجل

هر صبح جمعه چشم به راه است العجل

آل عبا بدون پناه است العجل

بر روی نیزه ها سر ماه است العجل

یا این دل شکسته‌ی ما را صبور کن

یا که به خاطر دل زینب ظهور کن

یوسف رحیمی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/7 توسط سلام |

شعر توسل به امام زمان (ع)

يا اين دل شكسته ي ما را صبور كن

يا که به خاطر دل زينب ظهور كن

با كوله بار غربت و اندوه خود بيا

از كوچه هاي سينه زني مان عبور كن

امشب بيا كه روضه بخواني برايمان

امشب بساط گريه ي ما را تو جور كن

يا چند صفحه مقتل كرب و بلا بخوان

يا خاطرات عمه تان را مرور كن

هم از وفاي ساقي لب تشنگان بگو

هم يادي از مصيبتِ سرخ تنور كن

یوسف رحیمی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1392/8/26 توسط سلام |

                            آجرک الله فی مصیبت جدک ، یا صاحب الزمان


       شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) ، به محضر بقیه الله ، آقا امام زمان،

       و شیعیان و داغداران امام شهیدمان ، تسلیت باد.

      ای داغدار اصلیِ این روضه ها بیا                      صاحب عزای ماتم كرب وبلا بیـا

      تنها امید خلق جهان ! یابن فاطمه                    ای منتهــای آرزوی  اولیــا  بیـــا

      بالا گرفته ایم برایت دو دست را                       ای مرد مستجابِ قنوت دعا بیــا

      فهمیده ایم با همه دنیا غریبه ایم                    دیگر به جان مادرت ای آشنا بیـا

      ازهیچكس به جزتونداریم انتظار                  بردستهای توست فقط چشم مابیـا

      هفته به هفته میگذرد با خیال تو                    پس لااقل به حرمت خونِ خدابیـا

      بیش ازهزارسال توخون گریه كرده ای              ای خون جگر زغربت زینب بیـابیـا

                                     عــرضِ ارادتِ كمِ ما را قبــول كن                     

                                     امسال هم محرّم ما را قبول كن

 


برچسب‌ها: <-TagName->
.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون