X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
ســـــــــــــــــــــــلام - اشعار توسل به امام حسین (ع)
اشعار توسل به امام حسین (ع)
شعر توسل به شاه کربلا امام حسین ع,شعر توسل به امام تشنه لبان حسین ع,اشعار توسل به امام شهیدان,شعر توسل به امام شهیدان,اشعار توسل به امام حسین ع,شعر توسل به حضرت سیدالشهدا ع,شعر توسل به امام سوم ع,شعر توسل به امام شهیدان حسین ع,اشعار توسل به امام شهیدان حسین ع
نوشته شده در تاريخ 1395/2/20 توسط سلام |

شعرتوسل به ساحت قدسی امام شهیدان حسین (ع)

از کودکی برای تو زحمت کشیده ام

زحمت کشیده ام که به اینجا رسیده ام

سرتاسر زمین و زمان را قدم زدم

ارباب بهتر از تو به دنیا ندیده ام

هر جا که خیمه های عزایت به پای بود

با سر به سوی مجلس روضه دویده ام

دیگر به باده و قدح و می نیاز نیست

تا مزۀ شراب شما را چشیده ام

این صورتم گواهی دهد نیمۀ شبی

در صحن باصفای تو صورت خزیده ام

شکی نمی کنم به خداوندیت حسین

بسیار معجزه در عزای تو دیده ام

گفتم که جامه ام بشود بهر من کفن

این جامه را میان عزایت دریده ام

آقا قبول کن که شوم نوکر شما

دادم تمام هستی و نازت خریده ام

روح و تنم هماره بود با غمت عجین

از بس که روضه های شما را شنیده ام

آقا به خون حنجر شش ماهه ات قسم

دیگر بس است چون که ز دنیا بریده ام

حسین عسکری


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/7/25 توسط سلام |

شعرتوسل به حضرت اباعبدالله الحسين (ع)

دنیا بدون روضه آقا جهنم است

یعنی بهار نوکری ما محرم است

شکر خدا که خرج عزای تو می شوم

روضه به کار و زندگی ما مقدم است

ما نوکری به شرط نکردیم تا بحال

هر چند سینه از کم دنیا پر از غم است

ما را بدون کوثر اشکت رها نکن

گریه به زخم های شما عین مرهم است

تکلیف چشم های تمامی عاشقان

هر روز گریه به غم آقای عالم است

آقا بیا و نوکرتان را حساب کن

هر چند سهم نوکری این گدا کم است

من سینه چاک هر کس دیگر نمی شوم

تا نوکر توأم لقبم نام آدم است

حسن كردي


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/7/12 توسط سلام |

مطلع اشعارتوسل به امام حسین (ع)


از کودکی برای تو زحمت کشیده ام حسین عسکری 95/2/20

عشقی است در میان دل ما که کیمیاست محمدحسین رحیمیان 94/2/28

شب جمعه است...هوایت نکنم می میرم محمدجوادشیرازی 93/12/13

ما را به نام هیچ کس قنبر نگردان لطیفیان 93/12/10

عاشق شدم دوباره سرم را بیاورید محمدسهرابی 93/12/2

آن را که تربتی ز غبار شما دهند حسن لطفی 93/2/16

منم و شور تو و این دل سرگردانی " "

بگیر بال مرا باز در هوای خودت " "

شکر خدا که زندگی ام نذر روضه هاست " "

وقتی خدا به خلقت تو افتخار کرد جوادحیدری 93/9/6

نفس کشیدن ما بین روضه ها خوب است - "

دلم همینکه مرا سوی موی یار کشید رضاقربانی "

نفس بده که نفس پای این علم بزنم حسن لطفی 93/9/3

تا خریدار تویی ناله ی مستانه کنیم احسان محسنی فر 93/9/1

زندگی چیز دیگری شده است یاسرمسافر 93/8/29

مهربونه حسین ، عشقمونه حسین " "

از روز ازل عاشق و شیدای حسینیم مسافر "

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد برقعی 93/8/6

چشم ها در غم تو اشک فشان ما را بس علی انسانی "

اگه باغ دل پر از جوونه شد یوسف رحیمی 93/7/26

در هر مصيبت و محني فَابکِ لِلحُسَين " "

با نور خود سرشت مرا ناب ناب کن " "

تا آبشار زلف تو را شب نوشته اند " 93/7/24

نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر برقعی 93/7/22



برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/2/28 توسط سلام |
شعر توسل به حضرت سید الشهدا (ع)

عشقی است در میان دل ما که کیمیاست

این عشق این جنون همه ی آبروی ماست

روزی ماست نوکری خوب خانه ای

آقای ما کریم و جوانمرد و باوفاست

ما در بهشت هم همه دنبال هیئتیم

جنت بدون روضه ی ارباب بی صفاست

سر می دهیم و منت مردم نمی کشیم

هستیم سائلان حسین تا خدا خداست

شکر خدا حسین شده زندگی ما

شکر خدا که در دل ما عشق کربلاست

جای گلایه نیست که تکفیر می شویم

«داریم با حسین حسین پیر می شویم »

من رعیت و غلام تو سلطان کربلا

من مور ناتوان تو سلیمان کربلا

دستی که بین عرش نوشته تو را امیر

من را نوشته است پریشان کربلا

دست مرا رها نکن و بی کسم نکن

دریاب حال زار مرا جان کربلا

موی مرا سفید نموده است حسرت

پابوسی تو نیمه شعبان کربلا

دارد میان قلب خدا جای دیگری

هر کس که گشته است مسلمان کربلا

شکر خدا که مثل بزرگان و عرشیان

هر ماه من شده است محرم حسین جان

وصفت به ذهن کوچک من جا نمی شود

جز تو کسی برای من آقا نمی شود

هر کس بهشت ، بی تو بخواهد جهنمی است

اصلا بهشت بی تو که معنا نمی شود

من می خورم قسم که کسی عاشقت حسین

مثل رباب و زینب و سقا نمی شود

آن قدر این دلم به تو وابسته هست که

امروز من بدون تو فردا نمی شود

کاری به خوب یا بدی من نداشتی

آقا کریم تر ز تو پیدا نمی شود

آقا به آبروی علی اصغرت قسم

من را ببخش نوکر خوبی نبوده ام

داده همیشه لطف تو من را خجالتی

آقای کربلا چه قدر با محبتی

ماندم چرا نگاه تو افتاد سوی من ؟!

من هیچ هیچ هیچم و تو بی نهایتی

ایل و تبار تو همه  آقا و پادشاه

ایل  و تبار من همه  مجنون و هیئتی

شکر خدا برای گدایی خانه ات

داریم با تمام رفیقان رقابتی

ما را همه به نام شریفت شناختند

داده خدا به ما چه بهایی چه قیمتی

ما اوج عشق را درِ این خانه یافتیم

در هیئت حسین خدا را شناختیم

دنیای بی تو پر ز غم و رنج آور است

دنیای با تو مثل بهشت است محشر است

رحمت به آن که داد همین نکته یاد ما

هر کس نشد گدای تو از سگ نجس تر است

ما از همه لذایذ دنیا گذشته ایم

گریه به زیر پرچم تو چیز دیگر است

گویند نوکران و کنیزان خانه ات

عرض ادب برای تو با اشک بهتر است

یک روز می رسد که به لطف دعای تو

بانی مرگ ما تن پر زخم و بی سر است

هر شب برای حنجر تو زار می زنم

یاد بریدن سر تو زار می زنم

محمد حسین رحیمیان


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/12/13 توسط سلام |
شعر توسل به شاه تشنه لب ، امام حسین (ع)

شب جمعه است...هوایت نکنم می میرم

یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم

ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی

از فراق تو شکایت نکنم می میرم

سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است

سجده بر تربت پایت نکنم می میرم

دوریت درد من و نام تو درمان من است

تا خود صبح صدایت نکنم می میرم

به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم

هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم

"وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد

من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم"

جان ناقابل من کاش فدای تو شود

اگر این جان به فدایت نکنم... می میرم!

شعرهایم همگی درد فراق است... ببخش

صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم

محمد جواد شیرازی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/12/10 توسط سلام |
شعر توسل به حضرت قتیل العبرات (ع)

ما را به نام هیچ کس قنبر نگردان

یعنى غلام خانه دیگر نگردان

معطل کن و چیزى نده, بگذار باشیم

ما را فقیر این در و آن در نگردان

من از غلامان سیاه کربلایم

وقتى به تو رو میزنم رو برنگردان

لطفى که دارد تربت تو زر ندارد

این خاک پایى را که دادى زر نگردان

حر پشیمانیم و با تو حرف داریم

آقا بجان زینب از ما سرنگردان

حیفت نمی آید ز ما گریه نگیرى؟

وضع بد ما را ازین بدتر نگردان

خیلى برایم مادرم زحمت کشیده

آقا مرا شرمنده مادر نگردان

ما آمدیم این بار پیش تو بمیریم

پس لطف کن ما را به خانه برنگردان

من با فراتت چند سالى هست قهرم

اى تشنه لب با آن  لبم را تر نگردان

من قول دادم از تو انگشتر نگیرم

اصلا مرا مشغول انگشتر نگردان

برخیز که دور و بر زینب شلوغ است

در قتلگه هم روى از خواهر نگردان

حداقل اى شمر پیش چشم زینب

عریان ما را این ور و آن ور نگردان

علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/12/2 توسط سلام |

شعر توسل به امام حسین (ع)

( شعر زبانحال امام شهید )

عاشق شدم دوباره سرم را بیاورید

بار گرانِ در به درم را بیاورید

اصلاً سیاه شد که ز داغش شود سفید

ای قوم روضه خوان جگرم را بیاورید

اولاترم من از همه بر گریه برخودم

اول برای من خبرم را بیاورید

بال مگس گرفت ز سیمرغ حوصله

ای اهل گریه پلک ترم را بیاورید

من مست حب شدم سخن از مستحب مگو

ای تاک ها بر شجرم را بیاورید

دستم نمی رسد که بیفتم به پای او

ای اهل اوج بال و پرم را بیاورید

کاشی کنید حوض دو چشم مرا و بعد

هر شب برای من قمرم را بیاورید

نه خوانده می شود نه نوشته ولی بگو

تشدید گریه ی سحرم را بیاورید

هر "یاحسین"زخم جدیدی ست کهنه کار

آن کهنه ی جدید ترم را بیاورید

بر تربتم ز روضه ی اکبر زنید آب

و آن گه به مرقدم پسرم را بیاورید

حالا که تا دیار تو ما را نمی برند

ما قلبمان شکست حرم را بیاورید

محمد سهرابی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر توسل به سرور جوانان بهشت  (ع)

آن را که تربتی ز غبار شما دهند

(آن را که غباری ز تربت شما دهند)

بر اشک های او اثر کیمیا دهند

در پیش نوکری شما سلطنت کم است

این مرتبت به گوشه نشینان کجا دهند

بزم عزای توست شفا خانه ی خدا

اینجا مریض را به نگاهی شفا دهند

ای تشنه لب برای تو لب تشنه تر شدیم

آیا شود که کاسه ی آبی به ما دهند

هرجا که بیرق تو بود خیمه گاه توست

اینجا به ما نشانی صاحب عزا دهند

عالم به پیش مقدم او سجده می کند

آن را که بر کفنش نخی از بوریا دهند

باغ بهشت ، ملك جهان ،(از) آنِ غير باد

تنها به ما حواله ی کرببلا دهند

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر توسل به سرور شهیدان حسین (ع)

منم و شور تو و این دل سرگردانی

که اسیرت شده با جذر و مدی طوفانی

به سر تخت سلیمان به طلا نقش شده

هرکه افتاد به خاک تو کند سلطانی

علّت اوّل دیوانگی ماست حسین

عقل افتاده در این نام به سرگردانی

دام زنجیر نگردد دل دیوانه ی ما

شعله ای نیست که خاموش شود حیرانی

قبله ی چشم من و گوشه ی بین الحرمین

«تربت کرب و بلا باد به ما ارزانی»

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |

شعر توسل به شاه شهیدان (ع)

بگیر بال مرا باز در هوای خودت

مرا ببر به کنارت، به کربلای خودت

نفس بزن که مذابم کنی در این شب‌ها

نفس بده که بسوزم فقط برای خودت

دلم کتیبه‌ی اشعار محتشم شده است

بزن به سینه‌ام آتش، به روضه‌های خودت

از آن زمان که به پایم نوشته شد، این زخم

نشسته بر جگرم داغ بوریای خودت

وصیتم شده آقا! مرا کفن نکنند

مگر به پیرهن مشکی عزای خودت

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/16 توسط سلام |
شعر توسل به حضرت سید الشهدا (ع)

شکر خدا که زندگی ام نذر روضه هاست

شکر خدا که روزی ام از سفره شماست

شکر خدا که پای شما سینه می زنم

شکر خدا که درد مرا نامتان دواست

عمری نفس زدم به هوای نگاهتان

عمری سرم به سایه این بیرق عزاست

قلبم به بزم هر شبتان خو گرفته است

چشمم به خاک خانه تان خوب آشناست

بر روی سنگ قبر من این گونه حک کنید

این خانه زاد روضه و مجنون کربلاست

روزیِ اشک چشم مرا مرحمت کنید

روزی دیده ای که نذر کرده شماست

دل را به بال شال عزا بسته ام مگر

یک شب ببینمش که روی گنبد طلاست

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/6 توسط سلام |

شعر توسل به شاه شهیدان

وقتی خدا به خلقت تو افتخار کرد

ما را برای نوکری ات اختیار کرد

کشتی هیچ‌کس به دل ما محل نداد

اما حسین آمد و ما را سوار کرد

تا داغ تو جگر بخراشد به سینه‌ها

برق نگاه تو دل ما را شکار کرد

گر روضه‌ات نبود که ما دین نداشتیم

دین را برای ما غم تو استوار کرد

جانم فدای آنکه تمامی عمر خویش

بر درگه تو خدمت بی‌انتظار کرد

هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی‌رود

یک لحظه کسی که برای تو کار کرد

دنیا و آخرت همه مدیون زینبیم

ما را صدای ناله او بی‌قرار کرد

گیرم که گریه‌ها شده مرهم به زخم تو

باید به داغ ساقی لشکر چه کار کرد؟

جواد حیدری


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/6 توسط سلام |

شعر توسل به حضرت ارباب حسین (ع)

نفس کشیدن ما بین روضه ها خوب است

چقدر نزد شما حال و روز ما خوب است

میان نافله وقتی قنوت می‌گیرم

برای حال دل ما کمی دعا خوب است

بده به راه خدا دست‌هایمان خالی است

کنار خانه‌ی‌تان چند تا گدا خوب است

بِکُش حسین بیا پاره پاره کن جگرم

قسم که آخر کار من و شما خوب است

نوشته‌ام که مرا در حصیر بگذارند

به آن که اهل کفن نیست بوریا خوب است

سفید می‌شود این تار موی ما کم کم

گذشتِ عمر در این زینبیه‌ها خوب است

اگر چه قسمت ما کربلا نشد اما

حدیث ماتم تو مثل کربلا خوب است

اگر چه با شهدا فاصله فراوان است

روایت شهدا هم برای ما خوب است

اگر تو باشی و یاد تو باشد و اشکم

 برای نوکر این خانه هر کجا خوب است


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/6 توسط سلام |
شعر توسل به امام حسین (ع)

دلم همینکه مرا سوی موی یار کشید

سرِ مرا سرِ عاشق شدن به دار كشيد

خودم نيامده ام محضرش ، خودش آورد

مرا به پيش ِ خودش جذبه ي نگار كشيد

مني كه آه نگفتم براي هيچ كسي

همينكه نام تو آمد دلم هوار كشيد

حلال كن كه اسيرِ نگاهِ تو نشدم

گُنَه برايِ دلم نقشه يِ فرار كشيد

درونِ آتشِ دوزخ نسوزد آن نوكر

كه رويِ سينه ز داغِ تو يادگار كشيد

درود بر پدرم کز همان طُفوليَتَم

براي روضه ات از من هميشه كار كشيد

براي آنكه منم عاقبت بخير شوم

مرا به دست تو داد و خودش كنار كشيد

فراق ِ كرب و بلايت خودش مرا كُشته

به رويِ كشته نبايد كه ذوالفقار كشيد

خدا كُنَد عرفه تحتِ قُبه ات باشم

چقَدر برايِ حرم بايد انتظار كشيد؟!...

رضا قربانی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/3 توسط سلام |
شعر توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

نفس بده که نفس پای این علم بزنم

نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

سرم فدای قدم هات آرزو دارم

که سرنوشت خودم را به خون رقم بزنم

سرم هوای تو دارد دلم هوای ضریح

چه می شود که سری گوشه ی حرم بزنم

کنار سینه زنانت چه می شود ارباب

میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم

هزار حاجتم اما رسیده ام امشب

که چشم بر قدم صاحب علم بزنم

نفس بده که ز شب تا غروب تاسوعا

میان نوحه کنانت دوباره دم بزنم

حسن لطفی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/9/1 توسط سلام |

شعر توسل به امام حسین (ع) و حضرت رقیه (س)

تا خریدار تویی ناله ی مستانه کنیم

سر بازار غمت، گریه چو دیوانه کنیم

ما که از چشمه‌ی فیّاض، گُهر می‌نوشیم

کِی تمنّای وصال لب پیمانه کنیم؟

صحبت از جام بلای تو که آید به میان

ننگ بر ما طلب باده‌ی بیگانه کنیم

ما به جارو زدن خانه‌ی تو محتاجیم

تا ابد فخر بر این خدمت شاهانه کنیم

درد خوش‌تر، اگر از غیر تو درمان خواهیم

خواهشی هست اگر، بر در این خانه کنیم

مجلس روضه‌ی تو روضه‌ی رضوان دل است

وای بر ما که اگر ترک عزاخانه کنیم

تا شبی هم به خرابات دل ما برسی

گریه ها نذر تو و دختر دردانه کنیم

دامن قبله در آغوش کشیده کعبه

بهتر آن است نمازی سوی ویرانه کنیم

احسان محسنی فر


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/29 توسط سلام |
شعر توسل به امام شهیدان حسین (ع)

زندگی چیز دیگری شده است ، تا به نامت رسیده ایم حسین !

عشق سوغاتِ کربلاست اگر مزه‌اش را چشیده‌ایم حسین!

هر دلی را به دلبری دادند، هر سری را به سَروَری دادند

ما که هر وقت گفته‌ایم خدا، از خدایت شنیده‌ایم: حسین

از خدایت شنیده‌ایم که ‌گفت: نقش‌ها ما کشیده‌ایم اما

«اَحسنُ الخالِقین» از آن روییم که تو را آفریده‌ایم حسین!

این عَلَم‌ها و این علامت‌ها اینچنین بی دلیل خم نشدند

همه‌ی ما شریک غم‌های خواهری قد خمیده‌ایم حسین!

زینت شانه‌های پیغمبر! تا شنیدیم ساعت آخر:

دل چگونه بریدی از اکبر، دل از عالم بریده‌ایم حسین!

تن بی دست مانده‌ی سقا دیده‌ای، وای از دلت آقا !

در عوض ما کنار هر آبی عکس دستی کشیده‌ایم حسین!

بین شرم نگاه عباس و آن دل نازک شما چه گذشت؟

از حرم تا حرم نفهمیدیم ما که هر چه دویده‌ایم حسین!

روضه‌های مدینه می‌خوانیم اول کربلا و می‌دانیم

از دعاهای مادرت بوده که به اینجا رسیده‌ایم حسین!

شاعری با نگاه پاییزی به دو چشم بهاری‌اَم خندید

چه بگویم که اشک ما از چیست؟ چه بگویم چه دیده‌ایم حسین!

مسافر


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/29 توسط سلام |

مهربونه حسین ، عشقمونه حسین

بال و پر وا کنین ، آسمونه حسین

جمع بشین عاشقا، دور اربابمون

با همه مثل حر مهربونه حسین

دیگه اسمی بهش، مزه هرگز نده

هرکی گفته یه بار عاشقونه: حسین

می‌شه اهل بهشت هر کس رو سرش

میندازه سایه ای سایه بون حسین

آب کم جو به جاش تشنِه شو تشنِه شو

تشنَه رو کربلا می‌رسونه حسین

ظهر روز دهم برده دل از خدا

اشهد بی نظیر توو اذون حسین

در دلش غصه‌ی رفتن اکبره

بد جوری عاشقِ این جوونه حسین

روضه خوندن براش هردو عالم ولی

پیش جسم علی روضه خونه حسین

از تن اکبرش  چی مگه دیده که

برمی‌داره عبا از رو شونه حسین

کاشکی می‌شد خدا! تا نشن روبرو

زینب و پیکر غرق خون حسین

بی لباس و سری، ای بی انگشتری!

تو گل خواهری کو نشونه؟ حسین!

ای امانت حالا چی به زهرا بگم

گفته مادر که جون تو جون حسین

مهربونه حسین، عشقمونه حسین

بال و پر وا کنیین آسمونه حسین

یعنی میشه یه بار شاعرت وقتی مُرد

پیش زهرا برات شعر بخونه حسین؟

مسافر


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/20 توسط سلام |

شعر توسل به امام شهیدان حسین (ع)

از روز ازل عاشق و شیدای حسینیم

و گریه کنان غم عظمای حسینیم

ما غرق عزاییم به ما خرده نگیرید

ما چله نشین شب یلدای حسینیم

ما همره این قافله ی پر غم و پر آه

تا شام رسیدیم  وَ در پای حسینیم

لبخند در این ماه به لب راه ندارد

گر سینه زن زینب کبرای حسینیم

ما گوش ندادیم به جز قصه ی عشقش

مستیم اگر مست زآوای حسینیم

فردای قیامت که همه در پی یاراند

در محضر ارباب  به غوغای حسینیم

در پای رکاب پسرش روز ظهورش

هستیم ، گر امروز مهیای حسینیم

یاسر مسافر


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/8/6 توسط سلام |

شعر توسل به امام سوم (ع)

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال نسیمی که با تمام وجود

دخیل بر علم و پرچم و کتل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده است

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت احلی من العسل دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد

بگو چه شد که من این قدر دوستت دارم

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ي خون

که رو سیاهی ما نیز راه حل دارد

سید حمیدرضا برقعی


برچسب‌ها: <-TagName->
.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون