X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
ســـــــــــــــــــــــلام - اشعار وفات حضرت سکینه (س)
اشعار وفات حضرت سکینه (س)
شعر حضرت سکینه س,اشعار حضرت سکینه س,شعرحضرت سکینه س,اشعارحضرت سکینه س,شعر وفات حضرت سکینه خاتون س,اشعار وفات حضرت سکینه خاتون س,اشعاروفات حضرت سکینه خاتون س,شعروفات حضرت سکینه خاتون س
نوشته شده در تاريخ 1393/10/9 توسط سلام |
شعر وفات حضرت سکینه خاتون (س)

گوشه ای با دردهای خویش خلوت می کند

چشم هایش را انیس اشک غربت می کند

در خلال هق هق بی انتهای هر شبش

شرحه شرحه از غم دوری حکایت می کند

بانوی غم ها سکینه...یادگار کربلا

یک به یک ما را به بزم روضه دعوت می کند

درد دل هایی که در سینه برایش مانده را

باتمام عاشقان اشک قسمت می کند

عالم و آدم به هم می ریزد از فرط عزا

تا که خاتون حرم شرح مصیبت می کند

کودک شش ماهه ای در پیش چشمش جان سپرد

از سه شعبه زیر لب دائم شکایت می کند

مشک خالی...دست بی جان...از عمو دم می زند

از عموجانی که احساس خجالت می کند

بعد عباس بن حیدر...دشمنی ها جان گرفت

خیمه ها می مانَدو...دستی که غارت می کند

راوی روضه گریز روضه های خویش را

سمت گودال عطش کم کم هدایت می کند

بانویی با خشکی لب های خود دارد هنوز

"شیعتی مهما شربتم"را روایت می کند

اشک می ریزی به یاد کربلا بنت الحسین

جان من قربان غم های تو یا بنت الحسین

اسماعیل شبرنگ


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1393/10/6 توسط سلام |
شعر حضرت سکینه (س)

نشست مرد و به دامن گرفت دختر را

چشید طعم نفس های گرم مادر را

چگونه لب به وصیت گشاید او این دم

چگونه بار ببندد وداع آخر را

به چشم خسته ی او خیره می شود لختی

که بغض کرده گلو پاره های اصغر را

کشید دست به لب های خشک و لرزانش

و پاک کرد رَدِ اشک های پرپر را:

-اگرچه مایه ی آرامش پدر بودی

بیا و تجربه کن حس و حال دیگر را

رباب را به تو من می سپارم از امروز

غزل کن آتش آن خاطر مکدّر را

عمو نداشت، برادر نداشت، دشمن داشت

پدر، چگونه رها کرده بود دختر را؟

پروانه نجاتی


برچسب‌ها: <-TagName->
.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون