X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
ســـــــــــــــــــــــلام - لیلة القدر
لیلة القدر
یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است,یک باراگرکه باتوشبم سرشودبس است,یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس ست,یک باراگرکه باتوشبم سرشودبس ست,شعر توسل به حضرت مهدی در ماه رمضان,اشعار توسل به حضرت مهدی در ماه رمضان,اشعارتوسل به حضرت مهدی درماه رمضان
نوشته شده در تاريخ 1394/3/26 توسط سلام |
شعر مناجات با امام زمان در ماه رمضان

بـاز هـوای سـحــرم آرزوســــت

خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت

شـکـوه ی غـربـت نـبـرم ایـن زمـان

دسـت تـــو و روی تـو ام آرزوســت

خـسـتـه ام از دیـدن ایـن شـوره زار

چـشـم شـقـایـق نـگـرم آرزوســـت

واقـعـه ی دیـــدن روی تـــــو را

ثـانـیـه ای بـیـشـتـرم آرزوسـت

جـلـوه ی ایـن مـاه نـکـو را بـبـیـن

رنـگ و رخ و روی تـو ام آرزوسـت

ایـن شـب قـدر اسـت کـه مـا بـا همیـم؟

مـن شـب قـــــدری دگــــرم آرزوســـت

حـسِّ تـو را مـی کنم ای جـان مـن

عـزلـت بـیـتـی دگــــرم آرزوســــت

خـانـه ی عـشـِاق مـهـاجـر کـجـاست؟

در سـفــــرت بـــال و پـرم آرزوســـت

حـسـرت دل بـارد از ایـن شـعـر مـن

جـام مـیـی در حـرمـــم آرزوســـــت

احمد عزیزی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/3/21 توسط سلام |
شعر حضرت حجت در ماه رمضان (ع)

سلام من به قرآن بر سر تو

سلام من به قبر مادر تو

اگر زائر شدی صحن نجف را

سلام من به بابا حیدر تو

اگر زائر شدی بین الحرم را

سلام من به جدّ اطهر تو

بگو از جانب من با حسینت

سلام من به خون پیکر تو

اگر رفتی کنار قبر عبّاس

سلام من به آن آب آور تو

شب احیا کند ناله سه ساله

پدر جان، کی بریده آن سر تو

اگر رفتی کنار قبر زینب

سلام من به آن چشم تر تو

به مشهد هم که رفتی یابن زهرا

بگو من هم بیایم در بر تو

خلاصه گویمت در بین سرداب

سلام من به سوز اطهر تو

محمدمهدی عبداللهی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/3/20 توسط سلام |
شعر صاحب الزمان در ماه رمضان

دیدن روی تو بر دیده جلا می بخشد

قدم یار به هر خانه صفا می بخشد

بدتر از درد جدایی به خدا دردی نیست

خاک پاهای تو گفتند دوا می بخشد

از پس پرده ی غیبت هم اگر باشد ،باز

دست تو هرچه طلب کرد گدا می بخشد

شب احیاست ببین مرده ی عشقت هستیم

کو نگاه تو که جان بر تن ما می بخشد؟

شب قدر است ولی ما همه پستیم آقا

گوش چشم تو به ما قدر و بها می بخشد

رو سیاهیم ولی دست به دامان توأیم

تو اگر واسطه باشی که خدا می بخشد

ابر وقتی که ببارد همه جا میبارد

پس اگر خواست ببخشد همه را می بخشد

در جواب به علیٍ به علی گفتن ما

مادرت تذکره ی کرب و بلا می بخشد

التماس دعا


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/3/20 توسط سلام |
شعر توسل به صاحب الزمان در ماه رمضان (ع)

ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

ای کاش پایم واشود در خیمه اش تا

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری زخاک تربت مادر بگیرم

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها را کاش ازاین در بگیرم

موسی علیمرادی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/3/20 توسط سلام |
شعر حضرت مهدی در ماه رمضان

آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است

از دوری تو پاره گریبان شدن بس است

کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست

یوسف!ظهور کن که پریشان شدن بس است

یعقوب دیده ام چه قَدَر منتظر شود؟

یعنی مقیم کلبه ی احزان شدن بس است

گریه ... فراق ... گریه ... فراق ... این چه رسمی است؟!

دیگر بس است این همه گریان شدن بس است

موی سپید و بخت سیاه مرا ببین

دیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است

تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟

تا کی اسیر لذّت عصیان شدن ... بس است

خسته شدم از این همه بازی روزگار

مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن بس است

سر گرم زندگی شدنم را نگاه کن

بر سفره های غیر تو مهمان شدن بس است

یک لحظه هم اجازه ندادی ببینمت

گفتی برو که دست به دامان شدن بس است

باشد قبول می روم امّا دعای تو ...

... در حقّ من برای مسلمان شدن بس است

دست مرا بگیر که عبدی فراری ام

دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است

اِحیا نما در این شب اَحیا دل مرا

دل مردگی و این همه ویران شدن بس است

آقا بیا به حقّ شکاف سر علی (علیه السلام)

از داغ هجرت آتش سوزان شدن بس است

محمدفردوسی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/3/20 توسط سلام |
شعر توسل به حضرت مهدی در ماه رمضان

امشب کجا آه ای مسافر بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟

هرجا که هستی مضطرم ، قرآن ناطق

دستی بکش روی سرم قرآن ناطق

 

در آتش شرم از شما آه ست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا تو بودی با من و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من من نبودم

از سرخی چشمان تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

 

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

 

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی زهرا خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

بر آن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته

موسی علیمرادی


برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در تاريخ 1394/3/20 توسط سلام |
شعر امام زمان در ماه رمضان

یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است

محمد بیابانی


برچسب‌ها: <-TagName->
.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون